۱۰سال دهه پیشرفت وعدالت=دهه میانبرها
شایداگردرک بهتری از جایگاه خودمون درجامعه وجهان داشتیم میتونسیم رابطه پیشرفت وعدالت بااصلاح الگوی مصرف رو خودمون کشف کنیم¸ان زمان بودکه من وتوپیش بینی میکردیم امسال فقط بایدسال الگوی مصرف باش امامثل همیشه اوست که خوددرک میکنه وروابط روکشف میکنه وحتی راهبردهای عملیاتی برای یک نقشه راه روبه مامیده,بیاییم برروی سخنان اقادرابتدای امسال فکرکنیم وتاجایی که درتوانمان هست ان راعمل کنیم چون ایشان به این هم اشاره داشتند ک"ملت,اماده یک حرکت پرشتاب وبزرگ به سمت پیشرفت وعدالت است",پس هرکس درکه نمیتواند یانمبخواهددراین ریل پرشتاب حرکت کند لطف بیرون باستدوتماشاکندچون ١٧سال دیگربیشتر وقت نداریم.درسال٩٨ایران اسلامی بایدمشکل گشای مسایل جهان باشد:
امسال اولين سال دههى چهارم انقلاب است كه به نام «دههى پيشرفت و عدالت» ناميده شده است.
به نظر ما تمايز ده سال آينده با سه دههى گذشته، در آمادگىهاى بسيار وسيع و عظيمى است كه در كشور عزيزمان براى پيشرفت و عدالت به وجود آمده است، كه اين آمادگىها به ملت بزرگ و مصمم ما اجازه ميدهد كه در اين زمينه يك جهش و يك گام بلند نشان بدهد. ملت، آمادهى يك حركت پرشتاب و بزرگى به سمت پيشرفت و عدالت است؛
: يكى حضور نسل جوانِ تحصيلكردهى ماست.
عنصر ديگر، تجربه است
نمونهى ديگر، همين مسئلهى هدفمند كردن يارانههاست،
عنصر ديگر، زيرساختهاى كشور است.
پیشرفت:
يك جملهى كوتاه در مورد مفهوم پيشرفت، يك جملهى كوتاه هم در مورد مفهوم عدالت عرض ميكنممقصود ما از پيشرفت چيست؟ پيشرفت در يك جهتِ محض نيست. مقصود از پيشرفت، پيشرفت همه جانبه است.
پيشرفت در توليد ثروت ملى، پيشرفت در دانش و فناورى، پيشرفت در اقتدار ملى و عزت بين المللى، پيشرفت در اخلاق و در معنويت، پيشرفت در امنيت كشور - هم امنيت اجتماعى، هم امنيت اخلاقى براى مردم - پيشرفت در ارتقاى بهرهورى
پيشرفت در قانونگرائى و انضباط اجتماعى؛
پيشرفت در وحدت و انسجام ملى؛
. پيشرفت در رفاه عمومى
پيشرفت در رشد سياسى؛ كه درك سياسى، رشد سياسى، قدرت تحليل سياسى براى جمعيت عظيمى مانند جمعيت ملت ما، مثل يك حصار پولادين در مقابل بدخواهىهاى دشمنان است؛ لذا ما بايد رشد سياسى خود را بالا ببريم.
. مسئوليتپذيرى، عزم و ارادهى ملى؛ در همهى اين زمينهها بايد پيشرفت بشود. البته با حرف نميشود، با الفاظ نميتوان كارى انجام داد، نوشتن اين چيزها روى كاغذ اثرى ندارد؛ تحرك و برنامهريزى لازم دارد..
عدالت:
اما عدالت. پيشرفت اگر با عدالت همراه نباشد، پيشرفتِ مورد نظر اسلام نيست.
بايد عدالت تأمين بشودبه نظر ما عدالت، كاهش فاصلههاى طبقاتى است، كاهش فاصلههاى جغرافيائى است. اينجور نباشد كه اگر يك مركزى، يك استانى، يك شهرى، يك كوره دهى از مركز دور است، در يك نقطهى دور جغرافيائى كشور قرار گرفته است، دچار محروميت باشد؛ اما آنجائى كه نزديك است، برخوردار باشد؛ اين عدالت نيست
همهى آحاد كشور، آن كسانى كه استعداد دارند، آن كسانى كه امكان دارند، بتوانند از امكانات عمومى كشور استفاده كنند. اينجور نباشد كه نورچشمىها مقدم
البته اينها آرزوهاى بزرگى است، ليكن دستيافتنى است؛ دستنيافتنى نيست. اگر تلاش كنيم و كار كنيم.
يكى از مصداقهاى عدالت، مبارزهى با فساد مالى و اقتصادى است كه بايستى جدى گرفته شود
مديران معتقد و مؤمن به اين مبانى كه داراى شجاعت باشند، داراى اخلاص باشند، داراى تدبير و عزم راسخ باشند، قطعاً ميتوانند اين مقاصد و اين اغراض عالى الهى را تحقق ببخشند.
يك اقدام اساسى در زمينهى همين پيشرفت و عدالت،
اقدام اساسی:
لازم است به عنوان يك سياست، ما مسئلهى صرفهجوئى را در خطوط اساسى برنامهريزىهايمان قراردهیم..
بايد خودمان را اصلاح كنيم. بايد الگوى مصرف جامعه و كشور اصلاح شود. ما الگوى مصرفمان غلط است
در سطح ملى هم اسراف ميشود.
اسراف در سطح سازمان هم اتفاق مىافتد.
انتخابات:
آراء يكايك شما مردم سهمى است از همان سرمايهگذارى و سپردهگذارى. هر رأيى كه شما در صندوق مىاندازيد، مثل اين است كه يك بخشى از پول آن سپرده را داريد تأمين ميكنيد
انتخابات به فضل الهى و به حول و قوهى الهى انتخابات سالمى است. من مىبينم بعضىها در انتخاباتى كه دو سه ماه ديگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع كردهاند به خدشه كردن. اين چه منطقى است؟ اين چه فكرى است؟ اين چه انصافى است؟ اين همه انتخابات در طول اين سى سال انجام گرفته است - در حدود سى انتخابات - مسئولان وقت در هر دورهاى رسماً متعهد شدهاند و صحت انتخابات را تضمين كردهاند، و انتخابات صحيح بوده است؛ چرا بيخود خدشه ميكنند، مردم را متزلزل ميكنند، ترديد ايجاد ميكنند؟
بنده يك رأى دارم، آن را در صندوق مىاندازم. به يك نفرى رأى خواهم داد، به هيچ كس ديگر هم نخواهم گفت كه به كى رأى بدهيد، به كى رأى ندهيد؛ اين تشخيص خود مردم است. بنده گاهى از دولت حمايت ميكنم، دفاع ميكنم؛ بعضى سعى ميكنند براى اين كار معناى نادرستى جعل و ابداع كنند. نه، من از دولتها هميشه دفاع ميكنم؛ منتها اگر دولتى بيشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس كردم حملات غير منصفانهاى ميشود، بيشتر دفاع ميكنم. من طرفدار اِعمال انصافم,
درموردامریکا:
اولين كارى كه از طرف امريكائىها انجام گرفت، تحريك مخالفين پراكندهى جمهورى اسلامى و كمك به حركتهاى تجزيهطلب و تروريستى در كشور بود؛
بعد تصرف و حبس دارائىها و اجناس ايران
به صدام چراغ سبز دادند؛ اين يك اقدام ديگر دولت آمريكا بود براى حملهى به ايران.
در آخر جنگ، هواپيماى مسافربرى ما را در آسمان خليج فارس افسر آمريكائى با موشكى كه از ناو جنگى شليك كرد، ساقط كرد. قريب سيصد نفر مسافر در اين هواپيما بودند، كه همهشان كشته شدند. بعد به جاى اينكه آن افسر توبيخ شود، رئيس جمهور وقت آمريكا به آن افسر پاداش و مدال داد
هر وقت شوراى امنيت خواست عليه رژيم صهيونيستى قطعنامهاى بگذراند، آمريكا سينهاش را سپر كرد، آمد جلو و دفاع كرد و نگذاشت
. هر وقت عليه كشور ما حرف زدند، ملت ما را تهديد كردند.
يكى از آمريكائىها چند سال قبل گفت ريشهى ملت ايران را بايد كند! سى سال كشور ما را تحريم كردند، كه البته اين تحريم به سود ما تمام شد. ما بايد از آمريكائىها از اين بخش تشكر كنيم. اگر ما را تحريم نميكردند، ما امروز به اين نقطهاى از علم و پيشرفت كه رسيدهايم، نميرسيديم. عيد را به ملت ايران تبريك ميگويند، اما در همان تبريك، ملت ايران را به طرفدارى از تروريسم، دنبال سلاح هستهاى رفتن و از اين قبيل چيزها متهم ميكنند!
شعار تغيير ميدهند؛ خوب، اين تغيير كجاست؟ چه تغيير كرده؟ اين را براى ما روشن كنيد؛ چه تغيير كرده است؟ دشمنى شما با ملت ايران تغيير كرده؟ كو علامتش؟ دارائىهاى ملت ايران را آزاد كرديد؟ تحريمهاى ظالمانه را برداشتيد؟ از لجنپراكنى و اتهامزنى و تبليغات سوء عليه اين ملت بزرگ و مسئولين مردمى آن دست برداشتيد؟ دفاع بىقيد و شرط از رژيم صهيونيستى را كنار گذاشتيد؟ چه تغيير كرده؟ شعار تغيير ميدهند، اما در عمل تغييرى مشاهده نميشود. ما هيچ تغييرى نديديم. حتّى ادبيات هم عوض نشده است. رئيس جمهور جديد آمريكا از اولين لحظهاى كه رسماً به رياست جمهورى رسيد و نطق كرد، به ايران و دولت جمهورى اسلامى اهانت كرد؛ چرا؟ اولاً تغيير در الفاظ كافى نيست - كه حالا ما چندان تغييرى در الفاظ هم نديديم - تغيير بايد تغيير حقيقى باشد. اين را هم به مسئولين آمريكائى بگوئيم؛ اين تغييرى كه شما اسمش را مىآوريد، براى شما يك ضرورت است؛ چارهاى نداريد، بايد تغيير كنيد؛ اگر تغيير نكنيد، سنتهاى الهى شما را تغيير خواهد داد؛ دنيا شما را تغيير خواهد داد. بايد تغيير كنيد؛ اما اين تغيير نبايد فقط لفاظى باشد، نبايد با نيتهاى ناسالم باشد
. ملت ما از اينكه باز هم شما شعار بدهيد كه «مذاكره و فشار»، ما با ايران مذاكره ميكنيم، در عين حال فشار هم وارد مىآوريم - هم تهديد، هم تطميع - بدش مىآيد. شما تغيير كنيد، ما هم رفتارمان تغيير خواهد كرد. شما تغيير نكنيد، ملت ما اين سى سال را روزبهروز آبديدهتر و متحملتر و قوىتر و باتجربهتر شده است.
دعای رهبر:
پروردگارا ! ما را همواره قدردان امام عزيزمان قرار بده. پروردگارا ! آحاد ملت ما، بخصوص جوانان عزيز ما را مشمول هدايت و دستگيرى و لطف خود قرار بده. پروردگارا ! باران رحمتت را بر سراسر اين كشور، بر زمينهاى تشنهى ما و كشتهاى ما و مردم ما نازل بفرما.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته